السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )
53
قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )
نبود تا بگوييم كه فرشتگان با اين سخن مرتكب غيبت و تهمت شدند و گناهكار گرديدند ؛ بلكه مقام فرشتگان برتر و والاتر از آن است كه اينچنين دربارهء آنان سخن گوييم . و شايد سخن فرشتگان دربارهء فساد انسان به سبب اين بود كه آنها به وسيلهء خداوند و يا براساس لوح محفوظ از جايگاه انسان آگاه شده بودند و شايد نيز فرشتگان انسان را با جنّيان مقايسه كردند و گفتند كه انسان فسادگر است . فرشتگان در ادامه آيه گفتند : « وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ » گويا فرشتگان مىدانستند كه انسان داراى سه نيروى شهوت و غضب و عقل است و شهوت و غضب انسان را به سوى فساد و خونريزى مىكشاند و عقل او را به شناخت و فرمانبردارى وا مىدارد ؛ امّا فرشتگان بدون توجّه به نيروى خرد در انسان ، او را اسير شهوت و غضب پنداشتند و گفتند كه حكمت جانشينى چنين انسانى چيست ؟ دربارهء نيروى عقل انسان نيز فرشتگان بدون آنكه خود را در مقام معارضه با فساد انسان بدانند خود را شايستهتر از آدم تشخيص دادند و اين گونه از دو نيروى ديگر كه ممكن بود در خدمت عقل درآيد و در مسير خرد و نيكى پرورش يابد غافل ماندند . همچنين فرشتگان درنيافتند كه تركيب ميان افراد و جزئيات مىتواند ثمرهء بهترى داشته باشد و باعث مىشود كه منافع بسيارى كه در جهان هستى است فعليت يابد و اين ، خود فلسفهء اصلى جانشينى انسان در روى زمين است . چگونگى آموختن اسمها به آدم نيز به دو شيوه بوده است : يا به صورت « آفرينش علمى » بوده است كه براى آفرينش انسان ضرورى بود و يا به شكل « القاى رحمانى » در نفس آدم شكل گرفته است . معناى اين فراز از آيات كه خداوند فرمود : « ثُمَّ عَرَضَهُمْ » معرفى ضمنى مسمّى و حقايق اسمهايى است كه نشان از آن حقايق دارد . اين فراز از آيات ، پاسخ كسانى است كه مىگويند : اگر فرشتگان از خداوند مىخواستند كه دانشى همچون دانش آدم را به آنان ارزانى دارد بىگمان آنان نيز از دانستههاى آدم آگاه مىشدند . فرشتگان خود